تبلیغات
گیتار کلاسیک و پاپ - چگونه قطعاتمان را از یاد نبریم؟؟؟

چگونه قطعاتمان را از یاد نبریم؟؟؟

چهارشنبه 7 بهمن 1388 05:05 ب.ظ

نویسنده : guitar
چگونه قطعاتمان را از یاد نبریم؟؟؟؟
به ادامه ی مطلب بروید...
بارها این نکته را از سوی بزرگان موسیقی شنیده ایم که تنها تمرین فیزیکی موجبات خستگی شما را فراهم میسازد. در آموزش نوین در زمین موسیقی به تمرینات ذهنی توجه بیشتری میشود و شاید 1 ساعت تمرین ذهنی برابر با ساعتها تمرین فیزیکی باشد و نکته ای که در متد و شیوه آموزش ساز در ایران از آن غافل میشویم و یا حتی بدان آگاهی نداریم.
این مقاله ترجمه ای است از یک مدرس گیتار در آمریکا که اینجانب نیز با توجه به تجربیات خود در کلاسهای پیشرفته نوازندگی گه شرکت داشتم و همچنین صحبت اساتید مختلف در این زمینه نیز مطالبی را در ضمن مطلب اصلی بیان نمودم .

قابل ذکر است این مطلب در شماره بهمن ماه ماهنامه هنرموسیقی 1385 بچاپ رسید.


چگونه قطعاتمان را از یاد نبریم؟

شاید یکی از مهترین مراحل زندگی هر نوازنده ای اجرا بر روی صحنه و یا برای جمع باشد که همواره برای برخی موجب دلهره و ترس میشود . ترس از اتفاقات غیر منتظره در حین نوازندگی…
مقاله را با داستانی شروع میکنیم . 

Leopold Godowsky پیا نیست مشهور قرن 19 در برنامه ای از پیش تعیین شده باید کنسرتو پیانو شماره 1 بتهوون را با ارکستر فیلادلفیا اجرا میکرد.هنگامی که او با قطار مشغول مسافرت به شهر نیویورک بود شخصی با یک نامه به سراغ او آمد حاوی این مضمون که برنامه قبلی لغو شده است و از او خواسته شده بود تا بجای قطعه ذکر شده کنسرتویی از یک آهنگساز محلی را اجرا کند که بهمراه نامه نت های آن نیز ضمیمه شده بود.
Leopold Godowsky تا بجال نه این قطعه را نواخته و نه حتی شنیده بود.

بعد از تفکر بسیار در اینباره که چه باید کرد او به کوپه ای خصوصی رفت و شروع به خواندن نت نمود و تصور نمود که مشغول نوازندگی است و همه نتهایی را که مینوازد میشنود و کارهای تمرین شده را حفظ نمود بعد از چند ساعت قطار به مقصد رسید و Godowsky مستقیما به سالن اجرا رفت و اجرای بی نقص را از این اثر اجرا در آورد شاید این داستان بسیار جالب که شاید بیشتر غلو آمیز باشد اما از این قبیل داستان ها در مورد موزیسین ها و نوازندگان با اندکی تفاوت در جزئیات به وقع پیوسته است.
مهمترین نکته این داستان اجرای تمرینات ذهنی برای یک نوازنده است.
مهم این است تا قطعه را بدون نواختن بشنویم و بدون لمس سیمها احساسش کنیم
اگر چند دقیقه مانده به اجرا بر روی صحنه و یا حتی در جلوی دوستان ترس از یاد رفتن قطعه به ذهن شما خطور میکند …
اگر در هنگام اجرای برای جمع و در هنگام نواختن این فگر به سراغ شما آمد که کدامیک از انگستان باید جمله بعدی را بنوازد و یا قسمت دوم چکونه شروع میشود…
اگر حافطه شما در هنگام اجرا نامطئن هست این راه حل شماست:

تمرینات ذهنی
در هنگام تدریس با بعد از اجرای هنرجویانم بیش از 95 درصد از اشتباهاتشان مربوط به فراموشی میباشد نه ضعف تکنیک
آنها بارها به من میگویند که ما در خانه بسیار عالی مینوازیم اما در جلوی دیگران اشتباه میکنیم.


این کاملا صحیح است اما مشکل کار این است که چگونه میشود به این حافظه سطحی و کم عمق اعتماد کرد؟

آنها قطعه را با عکس العمل غیر عادی از حافطه اجرا میکنند به این صورت که اگر A آمد سپس B می آید اگرB بیاید سپس C می آید اما اگر اشتباهی برای B اتفاق بیفتد چه میشود؟
آنها مضطرب میشوند و سراسیمه سعی در پیدا کردن جمله هستند که در همینجا اشتباهات تکنیکی را هم انجام داده و در نهایت این کار جوب فراموش کردن کل قطعهمیشود که برای نوازنده فاجعه ایست!!!


اما بگزارید بدانیم که چه اتفاقی برای نوازنده و در ذهنش اتفاق می افتد؟

هنگام اجرا برروی صحنه آنها خود را در موقعیتی دیگر می بینند چشمهایی که به او خیره شده است پس حافطه خود آگاه نوازنده فعال میشود او کاملا مواظب اطراف خود است که چه اتفاقی میافتد در هنگام نواختن چیزهایی را میبیند که تابحال در خانه آنها را نمیدیده حرکات انگشتان و توجه به نحوه نواختن ضربات چیزهایی را میشنود که قبلا نمیشنیده و همه اینها را ناگهان حس میکند آین آگاهی او را مضطرب میکند و ذهن درگیر این آشفتگی کنترل خود را از دست میدهد و نتیجه مشخص است!


ذهن به او میگوید:

آیا جای انگشتان من اینجاست؟
آیا این آکورد را باید از اینجا بنوازم؟
این آگاهی شدید موجبات این میشود که سرعت عکس العمل شما پایین امده و بصورت فیزیکی در انگشتان شما نمود پیدا کند و در نتیجه باعث میشود تا ذهن و حافظه کنترل خود را از دست بدهد.

 قسمت اول این مقاله که را خواندیم و عوامل اصلی عدم اجرای صحیح و همچنین نکات مهم در حفظ کردن قطعه را نیز مرور کردیم حال بیان تمرینات و راه حل هایی برای پیشرفت در حفظ قطعات.

برای جلوگیری چه باید کرد ؟ راه حل چیست؟

مدرس مشهور پیانو Theodor Leschetizky
به شاگرانش این نکته را میگوید که :


یک نوازنده باید بتواند از هر نقطه ای که بخواهد قطعه را شروع کند و درک بالایی از تمامی جزئیات قطعه داشته باشد و شیوه اتصال این جزئیات را بهم بداند-.


قطعه را در ذهن خود متصور شود و تمامی آنرا در ذهن بنوازد تا ببیند و درک کند که ذهن او چه چیزی از قطعه بر حافظه او ثبت نموده است بدون هیچ صفحه نوشته از نت و یا سازی بسیاری از مردم در خانه بدون توجه به صحت و درستی کار قطعه را مینوازند با استفاده از حافظه ناخودآگاهشان که این همان حافظه غیر قابل اعتماد و متزلزل میباشد.
گاهنا در خانه و به هنگام اجرا نوازنده در خود فرو میرود ( حس خلسه وار )و بصورت ناخود آگاه قطعه را اجرا میکند انشگتان او بدون هیچ تاملی تنها به مسیرشان ادامه میدهند تا قطعه به پایان برسد
بله مطمئنا محیط خانه برای شما راحت تر است ! اما هنگامی که حافظه خود آگاهتان فعال میشود آن موقع تازه باید بفهمید که انگشتان شما چه کاری را باید انجام دهند اما شاید در آن لحظه دیگر دیر باشد!
یک قطعه همانند تکه ای پارچه است که از تاروپودهای ظریف و متصل بهم بوجود آمده قطعه موسیقی نیز چنین است شما باید سعی کنید تا با ظرافت تمامی این تارهای ظریف را حس کنید تا در نهایت به کل اثر پی ببرید


شیوه تمرین و تقوبت حافظه:


یک تمرین بسیار عالی برای شروع کار
یک تمرین ساده گام دو ماژور را ( از سری گامهای سگوویا برای نوازندگان گیتار ) با سرعت پایین و با تمرکز بنوازید
سپس چشمانتان را ببنید
و بدون حرکت انگشتان فرض کنید انگشت دوم دست چپ شما فرت سوم سیم 5 را که نت دو میباشد میگیرد و انگشت i دست راست ضربه ای بر سیم 5 میزند حال صدای تولید شده را نیز تصور کنید و به همین منوال نت بعدی تا انتها در ذهن و با توجه به حرکت انگشتان وسیمها بنوازید.


مرحله پیشرفته:


اما در ادامه قطعه ای که تابحال عالی مینواختید را به همین طریق بنوازید ابتدا آکورد اول یا نت اول را نواخته سپس چشمانتان را ببندید و قطعه را در ذهن بنوازید با تجسم دسته گیتار و حرکات انگشتان دست چپ و راست و اینکه چه نتی میتوانیداگر در جایی دید نمیتوانید به کار ادامه دهید و از یادتان رفته به نت نگاه کنید اگر بازهم نتوانستید ساز را در دست بگیرید و آن قسمت را بنوازید سپس کار را دوباره ادامه دهید.
البته کاملا مشخص است برای بار اول شما باید بسیار آرام و با تامل انجام دهید اما بعد از مدتی میتوانید در سرعت اصلی قطعه این تمرین را انجام دهید.
شاید بایدبه جرات به این نکته شاره کرد که یک ساعت تمرین ذهنی برابر است با بیش از 2 ساعت تمرین فیزیکی و این تمرین در هرجای میتوان انجام داد زیرا نه یه موسیقی احتیاج است نه به هیچ سازی و بخاطر بسپارید تمرین ذهنی عملی است ابتدا دشوار پس با قطعات آسان تمرینات را انجام دهید.
در نهایت باید گفت شروع به هر کاری سخت است اما اگر به این فکر کنید که روزی خواهد رسید که دیگر انگشتان شما ذهنتان را کنترل نمیکند و نه هیچ عامل دیگر بلکه موسیقی از روح شما نشات میگیرد و این ذهن شماست که همه چیز را در کنترل دارد.



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -