تبلیغات
گیتار کلاسیک و پاپ - ارکستر

ارکستر

چهارشنبه 7 بهمن 1388 04:03 ب.ظ

نویسنده : guitar
ارکستر " کلمه ای آشنا در موسیقی برای همه ماست که اغلب تداعی کننده دسته ای نوازنده است که با نظم و چیدمانی خاص در کنار یکدیگر در حال نواختن هستند و شاید اگر بزرگ باشد یک رهبر هم در جلو آنها به چشم بخورد! 
ادامه در ادامه ی مطلب...

ارکستر " کلمه ای آشنا در موسیقی برای همه ماست که اغلب تداعی کننده دسته ای نوازنده است که با نظم و چیدمانی خاص در کنار یکدیگر در حال نواختن هستند و شاید اگر بزرگ باشد یک رهبر هم در جلو آنها به چشم بخورد! 

اما معنای حقیقی آن چیست و از کجا آمده؟در طول تاریخ چگونه شکل گرفته؟ چند نوع ارکستر داریم؟ به چند نوارنده میتوان کلمه ارکستر را اطلاق کرد؟برای ساختن یک ارکستر به چند نوع ساز و از هرکدام چه تعداد نیاز داریم؟

می خواهیم بیشتر با ارکستر آشنا شویم و برای این سوالات جوابی شایسته داشته باشیم؛ بهتر است برای دانستن گذشته ارکستر و شکل گیری آن همگام با تاریخ به جلو حرکت کنیم ؛ با این دید ابتدایی ترین نوع ارکستر را در مصر باستان شاهد هستیم به این صورت که عده ای دور یکدیگر جمع شده اند و سعی میکنند با هم قطعاتی زیبا از دید هنری خودشان را اجرا کنند؛ که این اطلاعات با توجه به نقاشی ههای بدست آمده از آن دوران بدست ما رسیده است. 

در قرون وسطا و اوایل دوران رنسانس، موسیقی از سوی شاهان آن دوره نفی میشود و موزیسینها با انواع تحقیرها و کمبودها مواجه میشوند، بیشتر کتب بر روی شاهان روم اشاره دارند، ولی باید توجه داشت این مسئله مختص به شهر روم نبوده و بیشتر توابع آن نیز درگیر این مسئله بودند؛ به هر حال این مشکل هم با برچیده شدن حکومت آن زمان منتفی شده و موسیقی دوباره جانی تازه میگیرد و به واقع نقطه عطف بزرگی در هنرها به خصوص موسیقی محسوب میشود؛ در حقیقت یک تحول جدی و اساسی در این زمینه است. 

در یونان باستان گروههایی وجود داشتند که همراه با بازیگران نمایش تئاتر آن دوره و در هنگام اجرای نمایشها،ظاهر میشدند و میبینیم که این خوانندگان و نوازنده ها در مکانی بین صحنه و تماشاچیان حضور دارند و در حال اجرای قطعاتی مناسب حال نمایش هستند؛ بسیاری بر این عقیده اند که موسیقی فیلم امروز ما ریشه در همین دوران و همین گروههای موسیقی یونانی دارد؛( در مقاله های آتی مفصلآ به این بخش -موسیقی فیلم-میبردازم) به این موزیسینهای حاضر درصحنه نمایش"کروس (Chorus) " و به مکانی اختصاصی آنها " ارکستر (Orchestra) " میگفتند؛ این رسم و این نوع نمایشها با گذشت زمان کم کم رو به زوال رفت و فراموش شد. 

در قرن یازدهم بود که سازهای در اصطلاح هم خانواده شروع به شکل گیری کردند و به تدریج در رنگهای صوت مختلف و مدلهای متنوع پدیدارشدند که این تنوع در قرون وسطی به کمال رسید که شاید بتوان دلیل آن یک رابطه تنگاتنگ بین خلق آثار موسیقایی بدیع و جهشهای ناگهانی و دور از انتظار در موسیقی و ارکستراسیون و نتیجتآ پدیدار شدن سازهای جدید دانست .

قرن شانزدهم بود که سنت فراموش شده ی یونانی ها از عمق تاریخ ناگهان ظهور کرد و در نمایشها از نوازندگانی در پایین صحنه نمایش استفاده شد و در این جا بود که کلمه ارکستر از نام مکان اجرای قطعات موسیقی به خود گروه نوازنده و موزیسین تغییر یافت و هم اکنون نیز، ما به خود موزیسینها "ارکستر" میگوییم . 

سازهای دوره باروک
 
در اواخر قرن شانزدهم قطعات ارکستری مدون شده به تفکیک ساز های مختلف- که شاید بتوان به آن مدرن (به معنای امروزی آن )گفت-بوجود آمد. باید در نظر داشت که این گرایش نو و تکامل یافته بدلیل نوشتن آهنگهای مختص به گروهای سازی و ارکستری توسط آهنگسازان بزرگ این قرن است؛ برای سازبندی ارکستر در ابتدا از سازهایی مثل کلاوسن، لوت، فیدل، ربک و فلوتهای ابتدایی استفاده میشد. اگر به تصاویر گنبد کلیسای جامع سارونو که توسط گادنزیو فراری در سال 1535 انجام شده، نگاه کنید میتوانید تعداد زیادی از این ساز ها را مشاهده کنید. در این تصویر یکی از فرشتگان ربک و دیگران هم هارب،فلوت و ... را مینوازند. 

همچنین، ارکستری که در سال 1600 میلادی با اوراتوریوی کاوالیدی همراهی میکرد از یک کلاوسن، یک هارپ و دو فلوت و یک ویلا درست شده بود.

همانطور که گفته شد آهنگسازان این دوره تاکید و تلاش زیادی در بوجود آوردن اصوات تازه کردند و درپی همین مطالعات مونته وردی توانست "ویلن ترمولو" و "بیزیکاتو" را ابداع کند که از طرفی فرمهای جدیدی بوجود آمد. 

در سال 1607 بود که مونتوردی در اپرای ارفئو از ارکستر بزرگتری بهره برد و از: ویلن، ویلا، ویلن سل، کنترباس، کلاوسن، لوت(عود)، هارپ ، تعدادی ساز بادی مانند فلوت،ترومپت و کرنه بعلاوه تعدادی ارگ برای نوشتن این قطعه استفاده کرد. 

خانواده گروه سازهای زهی به صورت رسمی در قرن هفدهم به ارکستر راه یافته و کم کم در بخشهای کلیدی ارکستر شروع به خودنمایی میکنند و رفته رفته به این گروه سازی توجه بیشتری میشود و این مهم تا جایی بیش میرود که آنها به نام قلب ارکستر مشهور میشوند.

ادامه تلاشها برای ساخت قطعات زیباتر و بهتر منجر به اصلاحات فیزیکی در سازها و بالاتر رفتن تکنیک های آهنگسازی و نوازندگی گشت وهمچنین سازهای بیشتری به آن اضافه شد و ارکستراسیون دستخوش تحولی جدی گردید، همچنین فرم هایی تازه در موسیقی نمود پیدا کرد؛ آهنگسازان شروع به نوشتن قطعات بزرگتری برای ارکستر کردند، که ابعاد آن متناوبآ افزایش می یافت، این قضیه از این لحاظ حائز اهمیت است که این افزایش کمی، در ارکستراسیون همراه با بالارفتن کیفی آن نیز بود .
 
با این دیدگاه و در یک نگاه کلی میتوان دو نوع ارکستر داشت،ارکستر با تعداد نوازندگان بیش از 40 نفر یا ارکستر سمفونیک و دیگر ارکستر که اعضای آن زیر چهل نفراست ، که به دسته دوم (کمتر از چهل نفری ) ارکستر مجلسی میگویند ؛در مرحله بعدی هر کدام از این دو دسته را به زیر مجموعه هایی بر حسب سازبندی و تعداد افراد آنها میتوان تفکیک کرد . 

در ارکستر میتوانیم تقسیم بندی برای گروههای به ترتیب با اعضای کمتر به بالا تر را این طور بیان کنیم : 1 - موسیقی مجلسی ، 2- ارکستر زهی ، 3- ارکستر مجلسی و 4- ارکستر سمفونیک ؛ دسته های سازی و آوازی و کورال و ... ؛ ناگفته پیداست که گروه بزرگتر میتواند یک گروه کوچکتر را شامل شود بنابر این در این تقسیم بندی مثلآ موسیقی مجلسی جزئی از ارکستر مجلسی است و الی آخر . 

در این بخش به موسیقی مجلسی بیشتر پرداخته و در ادامه سعی میکنم بحث ارکسترهای بزرگ را به تفصیل داشته باشم . 

نام موسیقی مجلسی - آثار مجلسی - برای بیشتر دوستداران آثار زیبای کلاسیک نامی آشناست ، از لحاظ هنری نیز به عنوان یک بخش غنی در موسیقی کلاسیک شناخته میشود که بیشتر آهنگسازان بزرگ در آن به خلق آثار پر عظمت و ماندگار مبادرت کرده و آن را به حد کمال رسانده اند. 

تاریخ رسمی شکل گیری این ارکستر را میتوان در قرن شانزدهم جستجو کرد یعنی زمانی که ارکستر شخصی پادشاه فرانسه بوجود آمد که متشکل از بیست و دو نوازنده ویلن و دوازده نوازنده سازهای بادی بودند و در پی آن موسیقی دربارهای کوچک راه یافت و در نهایت این مسئله تا بدانجا پیش رفت که در بین طبقه اشراف دارا بودن ارکستر یکی از ملزومات در روابط اجتماعی به حساب آمد و کم کم موسیقی در گروهای کوچک و نچندان بزرگ در زندگی مردم آن زمان جای گرفت . در سال 1730 کنسرت های عمومی از اروپا به آمریکا راه یافت و در ابتدا در بوستون و سپس در نیویورک روی صحنه رفت .

در آن دوران وسعت هر کنسرت وابسته به فضای اختصاصی برای ایشان بود و از آنجایی که این نوع ارکستر برای اجرا در محل های کوچک ترتیب داده شده و میتوان آن را در سالنهای نچندان بزرگ پیاده سازی کرد به آن ارکستر مجلسی میگویند .

اجرای این نوع آثار به اندازه ارکستر های سمفونیک نیاز به تشکیلات و آماده سازی مکانی برای مجریان طرح و همچنین هماهنگی ها و استرسهای مرتبط با جمعیت زیاد برای اعضای ارکستر را به همراه ندارد؛ با این تعاریف بدیهی است که توانسته جایگاه خوبی را در موسیقی به خود اختصاص دهد، چرا که در عین کمال به اقل امکانات اجرایی نیازمند بوده و هم قدرت جذب و راضی نگه داشتن مخاطب عام و هم حرفه ای را داراست.

ناگفته نماند که یک ارکستر مجلسی پیشرو حتی میتواند چیزی بین چهل تا پنجاه نفر را هم شامل شود ولی خب در واقعیت، بیشتر ارکستر های مجلسی به این تعداد نمیرسند و در کل به ارکسترهایی که تعداد نوازندگان آن حداقل تعداد است ،معمولآ ارکستر مجلسی گفته میشود؛ در توضیح باید اضافه کرد که منظور از حداقل اعضا این است که تقریبآ برای هر ساز ،یک نوازنده وجود دارد و مانند ارکستر سمفونیک دسته نوازدگان برای هر ساز در آن تدارک دیده نمیشود .

برای آشنایی با بزرگان موسیقی مجلسی باید دانست که از هایدن بعنوان پدر موسیقی مجلسی نام برده میشود، نه از آن جهت که تعداد هشتاد و سه کوارتت را توانسته در کارنامه هنری اش ثبت کند بلکه دلیل واقعی این امر در این است که هایدن توانست با آثاری که خلق کرده ،موسیقی مجلسی را آن طور که شایسته است ،معرفی کند و موسیقی مجلسی را به واقع تعالی بخشد ؛ شاید با اشاره به این مطلب که موتزارت شش عدد از شاهکارهایش را که در قالب کوارتت تصنیف کرده بود به هایدن اهدا میکند ، بتوانیم عظمت او را در این عرصه بهتر درک کنیم . 

اما اگر بخواهید نام پرکارترین هنرمند برای موسیقی مجلسی را بدانید ، بوچرینی (Luigi Boccherini ) که 93 کوارتت و 125 کوینتت بعلاوه یک منوئه را توانسته تصنیف کند ، لقب پر کارترین هنرمند موسیقی مجلسی را به خود اختصاص داده . از آهنگسازان مشهوری که سهم بسزایی در پیشبرد و خلق آثار ماندگار در این زمینه را دارند میتوان از بتهون، برامس، شوبرت، مندلسون، شومان، موتزارت، چایکوفسکی، دورژاک، هندل و دبوسی نام برد . 

Loris Tjeknovarian
مشخصه بارز موسیقی مجلسی بعد از تعداد نوازندگان آن ، در این است که این ارکستر مانند ارکسترهای سمفونیک "ملزم " به داشتن رهبر ارکستر نبوده و بر حسب مورد و صلاحدید آهنگساز یا تنظیم کننده این ارکستر میتواند رهبر ارکستر داشته باشد ؛ لذا این طور استنباط میشود که یکی از اساسی ترین مسائل که در موسیقی مجلسی باید مورد توجه قرار گیرد، تسلط بالای نوازندگان به قطعه و هوشیاری کامل آنها نسبت به جریانات ارکستر و توانایی ایشان در ارتباط متقابل قوی با یکدیگر و از طرف دیگر پارتیتور نو یسی مبتنی بر ایجاد هماهنگی بین اعضای ارکستر است و این مسئله در ارکسترهایی که آزادی عمل بیشتری به نوازنده میدهند شدت بیشتری می یابد که از این لحاظ بسیار شبیه موسیقی جز است . 

برای توضیح ارتباط و شناخت اعضای ارکستر از یکدیگر ، توجه داشته باشید ممکن است پارتیتور نویسی برای یک گروه به صورت عالی و بدون نقص باشد به طوری که وظیفه هر نوازنده دقیقآ مشخص شده باشد و نوازندگان هم از لحاظ تئوری هیچ کوتاهی در اجرا نداشته باشند، با این حال موقع اجرا اعضای گروه نتوانند در نهایت یک حس مشترک را القا کنند! لذا اینکه اعضا باید شناخت کافی از یکدیگر از لحاظ دیدگاه فکری و تکنیکهای شخصی و نوع بیان داشته باشند تا بتوانند در نهایت اجرای موفقی داشته باشند. 

شاید در ابتدا از تعریف ارکستر مجلسی این طور استنباط بشود که تصنیف برای ارکستر مجلسی باید راحتتر نسبت به ارکسترهای بزرگ باشد اما واقعیت اینطور است که ساخت آهنگ برای ارکسترهای کوچک به مراتب سنگینتر و پیچیده تر از کارهای بزرگ است چرا که در ارکسترهای کوچک هر کدام از بخشها یک بخش پایه ای محسوب شده و انگار تمام سازها در حال اجرای رول اصلی هستند و در عمل این کار نیاز به تخصص و مهارت ویژه در رنگ آمیزی و فرم و در عین حال تسلطی تام به هارمونی و مقوله پولیفونی و کنترپوان و دیگر عوامل ارکستراسیون دارد، چرا که اندکی کوتاهی در ساخت یا اجرای آن به صورت یک اشتباه پر سرو صدا و وحشتناک پدیدار میشود .

اما برای اینکه بتوانیم یک قطعه مجلسی را به صورت شایسته تحلیل کنیم باید در عین اینکه جزئیات مربوط به آن اعم از شناخت دسته های موسیقی مجلسی و جزئیات مربوط به آنها را میدانیم، هنگام شنیدن موسیقی مجلسی باید با بهترین شیوه های شنیداری آشنا باشیم که در ذیل در  مورد این مباحث بیشتر میخوانید .

دانستیم ارکستر ها از کجا پدید آمدند و چطور در طول تاریخ پیچیده تر و بزرگتر شدند ،چگونه آنها را تقسیم بندی میکنیم همچنین بحث کردیم که ارکسترهای متوسط و کوچک چه ویژگی هایی را دارند؛ در ادامه تعریف ارکستر همانطور که گفته شد میتوانیم انواع مختلفی از تقسیم بندیها را برای سازها یا نوازندگان ارکستر داشته باشیم که یکی ازاین تقسیم بندی ها روی تعداد افراد گروه بود و به ترتیب صعودی، این صورت بیان میشد: 1 - موسیقی مجلسی، 2- ارکستر زهی، 3- ارکستر مجلسی و 4- ارکستر سمفونیک؛ که این تعریف مانند بسیاری از تعاریف به یک نقطه ختم نمیشود و میتوانیم گروههای سازی و آوازی بزرگتر از ارکسترهای سمفونیک را نیز داشته باشیم که در این مقاله تا تعریف بخش سمفونیک پیش خواهیم رفت؛ در این قسمت سعی میکنم تعریف آثار مجلسی را به صورتی جامع داشته باشم .

1- موسیقی مجلسی ( chamber music ) 

موسیقی مجلسی کوچکترین گروه در سری آثار مجلسی است و شامل سولو و دوئت ، تریو ، کوارتت و کوینتت و کلآ گروههای زیر نه نفر میباشد. در بعضی موارد سولو و دوئت ها باز به گروههای مجزایی به نام تک نفره و دونفره تقسیم میشود و میتوانند در ترتیب فوق در قبل از موسیقی مجلسی ذکر شوند . از دیگر مشخصه های موسیقی مجلسی این است که کلآ موسیقی مجلسی در مقایسه با دیگر گروههای ارکستری از بافتی شفافتر و سبکتر برخوردار بوده و بیشتر در آن آهنگساز سعی در ارائه یک اثر ساده و جذاب دارد تا خلق یک اثر هنری پیچیده و تکنیکی.

عمومی ترین ترکیب در موسیقی مجلسی که از نظر کمی آهنگسازان زیادی در آن به خلق آثار خود پرداخته اند ،کوارتت زهی (String Quartet ) است که شامل دو ویلن ،یک ویلا و یک ویلن سل میباشد . شاید برایتان جالب باشد که بدانید کوارتت زهی در دورانی تکامل یافت که فن و آداب گفتگو جزو هنرهای ظریف و مهم شمرده میشد و این نکته ای است که با آن میتوانیم به اهمیت تک نوازی و داشتن گفتگوهای متقابل سازی و کلآ توانمندی اعضای ارکسترهای کوچک مجلسی اشاره کنیم . 

از دیگر ترکیبات مهم برای موسیقی مجلسی تریو پیانو (Piano Trio ) است، که البته انتظار میرود این نام را به اشتباه ترکیبی از سه پیانو برداشت نکنید چرا که منظور از تریو پیانو ،یک پیانو بعلاوه یک ویلن و یک ویلن سل بوده که خلق آهنگ در آن بواقع یکی از جذابترین بخشها در موسیقی کلاسیک است. 

در ادامه ترکیبات و سازبندی های مهم برای این شاخه از کوینتت یا ترکیب پنج تایی از سازهای بادی ( Woodwind quintet ) میتوان نام برد که فلوت ،ابوا ،کلارینت ،هورن و باسون را شامل میشود و همچنین کوینتت برنجی ( سازهای برنجی ( Brass quintet) که از دو ترومپت به همراهی یک هورن و یک ترومبون و یک توبا تشکیل میشود؛ کوارتت ساکسیفون (Saxophone quartet ) از دیگر ترکیات سازی قابل ذکر بعد از این گروهها برای موسیقی مجلسی است که ترکیبی از سوپرانو ،آلتو ،تنور و باریتون ساکسیفون است. 

در نهایت برای تکمیل معرفی گروههای معروف در سری کارهای موسیقی مجلسی باید به دوئت ( Duet) اشاره کرد که شامل سازهای زهی یا بادی است و با یک نگاه کلی میتوان قطعات تنظیم شده برای آن را سبکتر از نظر تکنیکی نسبت به دیگر گروهها دانست به طوری که معمولآ از دوئت ها در بخش آموزش هم میتوان استفاده کرد ؛ در این میان اغلب نت نگاری ها را برای دوئت میتوان در سونات ویلن ( violin sonata) یافت که برای پیانو و ویلن تنظیم میشود. 

2- ارکستر زهی (String Orchestra) 
یکی از بهترین و زیباترین نمونه های آثار ارکستر مجلسی که از نظر کمی نیز کارهای زیادی هم در از آن میتوانیم پیدا کنیم،ارکستر سازهای زهی یا به اختصار ارکستر زهی است .در حقیقت در بین آثاری که برای ارکستر های مجلسی خلق شده اند، از نظر زیبایی و شاهکارهایی که ارائه برای آن ارائه شده، معمولآ ارکسترهای زهی در ابتدا ذکر میشود و در واقع هم جایگاهی ممتاز در بین آثار موسیقی چه از لحاظ فنی و چه زیبایی و غنای هنری را داراست ؛ این گروه با داشتن قدرت رنگ آمیزی بالا در قطعه و توانایی خلق اثر چه به صورت یک اثر مونوفونیک بسیار ساده خطی تا پیچیده ترین و سنگین ترین نوع پولی فونی ،میتوانند به صورتی زیبا در قطعه خودنمایی کند.


ارکستر زهی که از خانواده ویولون تشکیل شده است

اساس چیدمان ارکستری در ارکستر سازهای زهی تا حدودی شبیه به بخش زهی در ارکستر سمفونیک است به این صورت که ویلن اول در گوشه پایین سمت چپ ، در بالای آن ویلن دوم و در کنار ایشان ویلا و در پایین سمت راست ویلن سل و کنترباس جا دارد . 

اگر مایل بودید از تعداد کمی اعضای هر کدام از بخشها اطلاع داشته باشید،جدول زیر از نمونه ای از ترکیبات خوب برای یک ارکستر زهی است که اجرای آن معمول است و توصیه میشود : 

ویولون اولویلن دومویولاویولنسلکنترباستعداد کل نوازندگان
6432116
8643223
10865433

توجه داشته باشید برای معرفی چیدمان های ارکستری ،معمولآ اسکلت بندی متداول بیان میشود ،اما این امر به هیج عنوان مترادف با گرفتن آزادی عمل از آهنگساز نبوده و خالق اثر میتواند برحسب مورد سازهایی را به آن بیفزاید یا هر نوع تغییر دیگری را روی آن داشته باشد . 

3- ارکستر مجلسی ( Chamber Orchestra ) 
ارکستر مجلسی در زمره گروههای ارکستر بزرگ - اما نه به بزرگی سمفونیک – قرار میگیرد و جزو گروههای قدرتمند و در عین حال کم هزینه تر نسبت به ارکستر سمفونیک بحساب می آید. یک ارکستر مجلسی از تجمع دسته های کوچک سازی در کنار هم درست شده و گویی یک ارکستر سمفونیک مختصر و ساده است. 

نکته ای که در اینجا ضروری به نظر میرسد این است که برای خلق یک اثر مجلسی نباید این طور برداشت کنید که الزامآ یک گروه خاص کوچک ارکستری را در واحد زمانی در اختیار دارید و منحصرآ باید روی آن تک گروه ارائه اثر داشته باشید؛ اگرچه معمولآ یک گروه به صورت اخص قطعه ای را اجرا میکند اما مواردی هم میتوانیم داشته باشیم که ترکیب چند گروه با هم روی یک قطعه کار کنند و در واقع میتوان گروهی از تلفیق چند گروه موسیقی مجلسی هم پدید آورد در یک زمان روی آنها با هم اجرای اثر داشت.


ارکستر مجلسی که غیر از خانواده ویولون 
میتواند سازهای بادی هم داشته باشد



همچنین در ساخت موسیقی تان میتوانید تغییراتی اعمال کنید به این صورت که جای بعضی سازها را با سازهای متناسب با آن عوض کنید؛ مثلآ در یک تریو پیانو به جای ویلن از کلارینت استفاده کنید و تکنیکهای ویلن را به نحوی در کلارینت بازسازی کنید و یا دیگر تغییرات که باید با اشراف کامل به اصول آهنگسازی انجام شوند. 

باید یا آور شد که خود آهنگسازی برای مجلسی بسیار سنگین است و نیازمند آهنگسازی بواقع توانا و مسلط به این فن میباشد با این توصیفات بدیهی بنظر میرسد که تلفیق گروههای مجلسی این هنر را بمراتب با پیچیدگی ها و سختی های بیشتری همراه کند. 

اما برای اینکه بتوانید یک ارکستر را از لحاظ شنیداری تحلیل کنید باید طرز صحیح شنیدن نیز آشنا باشید: از انجایی که گفته شد هر کدام از سازها یک نقش پایه ای برای خودش ارائه میدهد لذا برای گوش دادن اصولی باید در ابتدا سعی کنید تا آنجا که میتوانید به تفکیک صدا ها بپردازید و روی هر کدام از آنها به صورت جداگانه فوکوس کنید و جزء جزء دانسته های موسیقی تان را در آن وارد کنید بعد از آنالیز قطعات تا آخرین حد ممکن برای تک تک صداها، سعی کنید تغاوتها و شباهتهای میان این بخشها را تشخیص داده و به قطعه به صورت کلی و اصطلاحآ از بالا نگاه کنید و سپس و در مرحله اخر از تلفیق بخش اول (آنالیز قطعه ) و سوم ( نگرش کلی ) ، کل ارکستر را تحلیل کنید. مطمئنآ با شنیدن آثار مختلف و البته کارهای اصولی و بالاتر بردن دانسته های تئوری و حس شنیداری میتوانید این قسمت را تقویت کنید. 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -